Telegram Group Search
هیچ چیز از دنیا نمی خواستم مگر یک تکه از نگاه تو، تا همان را بهانه ای برای خوشبختی کنم.
زوزه های دلتنگی تو شهری که مردمش ناشنوان
کاش فیلم زندگیم‌ اونجایی که تو گوشم با صدای بمت دوست دارمو زمزمه می کنی گیر می کرد.
اما یه قولی بهم بده، یه روز برگرد. برگرد و بهم بگو که خوشبختی بگو که شب ها عذاب وجدان نداری، همش برام حرف بزن،منم بهت قول میدم برای همیشه برم، برم پشت اون درخت بلنده قایم بشم،به امید اینکه یه روز یکی منو پیدا کنه و منم یکمی حسه بودن کنم!
دلبر، نکنه دیر بیای و بهت بگن، پیش از این ها منتظرت بود، دیر امدی!
وقتی که سرد جوابتو میده کاش بفهمی ناز نمیکنه فقط داره با احترام میگه برو :)
خوشبخت اونیه که جای امنی برای فرار از آدما داره...
در حال اغما بودم ، دست هایم را به سوی آسمان بلند کردم ، کاش میشد دستهایم را بگیری ،کاش میشد پاسخ دهی !
نا آرامم و بی قرار ، آنچه را که خود میتوانی ببینی..
روح سرگشته ای که منتظر مرگ ، جانش است
اوضایش وخیم است خدا
آن را به آرزویش برسان.
_مهدیه احمدی نیا.
خودم را میسوزانم یا در گور می اندازم
روحم مرده است اما میگرید ، صداش را میشنوم
همچون بیماری درد دارد و مینالد.
_مهدیه احمدی نیا.
روزی بیا،در خانه ام را بزن و بخواه که وارد شوی !
کنارم بنشین و به چشمانم خیره شو !
از رویاهایم بگو!!
رویا و ارزو هایی که خودت نابودشان کردی
هیچکس باور نکرد که تمام آن رویا تو بودی
آینده ام،امیدم ، زندگی ام تمام چیزم
چطور میتوان بدون اینها زندگی کرد
پس بپذیر،که من بی تو زنده نخواهم بود.
_مهدیه احمدی نیا‌.
نمیتوانی ،برای لحظاتی مرا یاد کنی!
حتی اگر بگویند نیایی میمیرد، باز هم نمیایی؟!
اگر این غم تا ابد ادامه پیدا کند چه؟
دلتنگ دیوانگی هایمان هم نمیشوی؟!
این دوری ها،ریشه به جانم میزند!
با این اوضاع
باز هم نمیایی؟!
_مهدیه احمدی نیا.
نخندیدم ، اما همه جا پر شد از خوشحالی هایم.
به خودت نگاه کن ، چه میبینی؟! هیچ چیز از تو نمانده است فقط روحی میماند که آن هم به زودی رفتنی است.
هنوز هم نمیدانی برای چه زندگی میکنی
گوشه ای از اتاق تاریکت نشسته ای و زانوی غم بغل گرفته ای
میدانی که دیگر هیچ چیز مثل قبل نخواهد شد
خودت را ببین.
همه چیزیت را باخته ای به چشمانی که دیگر برای تو نیست.
_مهدیه احمدی نیا.
خودم را میسوزانم یا در گور می اندازم
روحم مرده است اما میگرید ، صداش را میشنوم
همچون بیماری درد دارد و مینالد.
_مهدیه احمدی نیا.
مرا میبینی؟همینجایم ، همین نزدیکی
در کنارت در خواب عمیق فرو رفته ای و من غرق چشمان آرامت هستم صدایم را میشنوی؟ میخواهم برایت لالایی بخوانم اما در خوابی میشود بیدار شوی من سالهاست منتظرت هستم.
2021/10/18 14:50:43
Back to Top
HTML Embed Code: